مهدى عبداللهى
126
هدايت وسياست در پرتو گفتگوهاى امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى )
كن . سپس بگذار در خون خودشان غوطهور شوند . وقتى مردند آنها را بردار بكش . چون چنين ديدند غلام را دستگير كرده به سوى مدينه بازگشتند و در آن جا با اميرالمؤمنين عليه السلام ملاقات ونامه را تقديم كردند . حضرت با ديدن نامه نگران شد و نزد عثمان رفت و فرمود : مرا در كارى واسطه قرار دادى و من نهايت تلاش خود را كردم و براى تو خيرخواهى نمودم و تو را از دست آن گروه رهايى بخشيدم ! عثمان گفت : حالا چه شده است ؟ حضرت نامه را بيرون آورد و خواند . عثمان انكار كرد . حضرت فرمود : آيا اين خط را مىشناسى ؟ گفت شبيه است . حضرت فرمود : مهر را مىشناسى ؟ گفت : مهر زده مىشود ! فرمود : اين شتر كه در بيرون خانه است مىشناسى ؟ گفت : شتر من است . ولى من دستور ندادهام كسى آن را بگيرد و سوار شود . فرمود : غلامت را چه كسى فرستاده است ؟ گفت : بدون دستور من فرستاده شده است « 1 » .
--> ( 1 ) - از قرائن معلوم مىشود مروان نامه را تهيه كرده و به وسيله غلام عثمان فرستاده بود . .